محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى

775

آثار عجم ( فارسى )

منمحى و متلاشى است ؛ بسا كه از هيچكدام آن دو نفر هم نباشد ؛ اللّه تعالى اعلم . مزار سيبويه ( 59 ) : عمرو بن عثمان النّحوى الشّيرازى ، مكنّى به ابو البشر يا ابو الحسن ؛ و اول ، اعرف است . و آن مقتداى نحويّين است . در محلّهء سنگ سياه واقع گرديده ، در دكّانى ؛ و لوح مزارش ، سنگى است سياه و شفّاف و آن محلّت را به واسطهء آن سنگ مزار ، سنگ سياه خوانده‌اند و بر آن سنگ ، خطّى ديده نمىشود . گويند سيبويه ، نحو را از خليل آموخته . چنانچه سابقا در اين كتاب ، در ذكر حال خليل ، مسطور گرديد و در ادبيّات نيز ، پيشواى همگنان خود بوده ؛ در سنهء 190 و اند وفات نموده [ است ] . مخفى نماناد . كه در شيراز ، دو تكيه هست كه آنها را قهوه گويند : يكى را قهوهء اوليا و ديگرى را قهوهء قلندران ؛ كه در آنها ، مزار است به تفصيلى كه در اينجا مرقوم مىگردد : قهوهء اولياء « 1 » : در بازار مرغ واقع شده ؛ صحنى دارد وسيع ؛ اطرافش طاقهاست كه در حقيقت مسجد است و در فضايش ، قبرستان ؛ و دو درب دارد . و سه مزار از اشخاص بزرگ آنجاست ؛ يكى از آنها ، شيخى است ملقّب به اولياء ؛ در دالان سمت قبلهء آن مدفون است . شرح احوالش را جايى نديدم ؛ ولى بر لوح مزارش ، چند شعر است كه آن را خود چند روز قبل از آنكه وفات يابد ، گفته و شعر آخر كه مشتمل بر تاريخ است ، اين است : به يك هفته پيش از وفات ، اوليا * خودش گفت « حشرش بود با رسول » « 2 » : [ 1119 ] و دو مزار ديگر كه صندوقى بر روى آنهاست ، معلوم نشد كه كيستند و قطعه‌اى از آن فضا را با يك طاق ، پيرمرد ريش سفيد دل‌سياهى ، خانه ساخته و متصرّف گرديده [ است ] . [ 466 f ] قهوهء قلندران : از قهوهء مذكور - يعنى از بازار مرغ - كه شخص بگذرد ، در حالتى كه رويش به قبله باشد ، به خطّ مستقيم ، بدون انحراف ، به مقدار 550 قدم متوسط ، در طرف دست چپ ، قهوهء قلندران است و آن در محلّهء سردزك واقع گرديده . فضاى كوچكى است كه در آن ، قبرستان است و يك طرفش ، طاق براى نماز ؛ و در آن طاق ، دو سه لوح مزار كهنه است ؛ معلوم است كه از مشايخ‌اند ؛ خطوط آنها ، خيلى محو

--> ( 1 ) . اولياء جمع است ؛ ولى لقب است . شخص واحد را از اين گونه القاب بسيار است ؛ مثل اينكه شخصى ، « انوار » و ديگرى « اسرار » و ديگرى ، « آثار » لقب دارد . ( 2 ) . « حشرش بود با رسول » 1119 مىشود .